قبل از ورود به دنیای کار بدانید…

استاندارد

یکی از مشکلاتی که خود من بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه داشتم این بود که هیچی از دنیای واقعی کار نمی‌دونستم! متاسفانه این موضوع علی الرغم اهمیتی که دارد، نه تو مدرسه و نه دانشگاه به افراد آموزش داده نمی‌شود.

چند درصد از دانشجوها یا فارغ التحصیل ها از حقوق و قوانین اداره کار اطلاع دارن؟!

یه فرد بعد از فارغ التحصیلی اش می دونه تو محیط کار چه انتظاراتی ازش دارن؟ خودش میدونه باید چه معیارهایی را برای انتخاب کار  در نظر بگیرد؟!

من هم وقتی قصد ورود به دنیای واقعی کار داشتم هیچ کدوم از این ها رو نمی‌دونستم، الان  تجاربی به دست آوردم که فکر می کنم ممکن است به درد کسایی که شرایط مشابه من رو دارن بخوره.

۱- مهارت های لازم

فکر می کنی برای ورود به بازار کار، مهارت های لازم رو داری؟!

اگر تنها به آموخته‌های دانشگاه اکتفا کردی، بهتره به دنبال یادگیری مهارت‌ها و تخصص‌های بیشتر باشی و سعی کنی نمونه کارهایی برای خودت داشته باشی تا بتونی رزومه قابل قبولی تحویل بدی.

لازم نیست حتما در سطح حرفه ای باشی ولی دانستن مهارت های اولیه و داشتن نمونه کار خیلی اهمیت داره.

۲-آشنایی با قوانین کار

میدونی در حال حاضر حقوق اداره کار چقدره؟! میدونی چند ساعت در روز باید کار کنی؟! راجع به بیمه شدن چقدر اطلاعات داری؟! راجع به دوران کارآموزی چقدر میدونی؟!

من اینجا فقط از شما میخام که قبل از ورود به دنیای کار بتونین به این سوال ها جواب بدین.

از طریق این لینک می توانید جواب این سوال هارو ببینید و بیشتر در  این زمینه اطلاعات کسب کنید. 

۳-اخلاق کاری

هر محیط کاری جو مخصوص به خودش رو داره. باید جو محیط رو ارزیابی کنید. ممکن است یه محیط کاری جو دوستانه‌ای داشته باشه که کارمندان همه با هم ناهار میخورن، همدیگر رو با اسم کوچک صدا میزنن و…. یا بالعکس جو رسمی و جدی داشته باشد.

خب این اخلاق کاری خیلی گسترده هست و موارد زیادی را شامل می‌شود.

نظم

یکی از مهم ترین فاکتورهای اخلاق کاری، نظم هست. این که سر ساعت تعیین شده حضور داشته باشی و سر ساعت خارج بشی برای اکثر محیط های کاری به شدت حائز اهمیت هست.

مورد دیگه نظم در انجام کار هست، این که وقتی پروژه ای بهت سپرده میشه به صورت منظم اطلاعات مربوط به آن را در جایی مشخص نگهداری کنی. ممکن است بعد از یک سال مدیر ازت بخاد اطلاعات پروژه کوچکی که تحویل دادی را در اختیارش بذاری، تو باید بتونی خیلی سریع آن اطلاعات را که نگهداری کردی پیدا کنی و به مدیر پروژه تحویل بدی و مورد دیگه این که سعی کنی کار محول شده رو به موقع تحویل بدی.

البته تجارب مهمی هم  از نظم انجام کار تو برنامه نویسی به دست آوردم که فکر می کنم لازم هست این نکات را هم اینجا بگم.

-کد نویسی تمیز

یکی از موارد مهم نظم کاری در برنامه نویسی نوشتن کدهای تمیز هست. حتی اگر دانش برنامه نویسی قوی ندارید ولی اگر از همان ابتدای کار سعی کنید تمیز و بهینه کد نویسی کنید به شدت نظر مدیر پروژه را جلب خواهید کرد!

-کامنت گذاری

در کدهاتون حتما از کامنت گذاری استفاده کنید تا وقتی همکار شما میخواد کد شما رو ببینند کدهای شما را بهتر متوجه شود.

-نام گذاری صحیح

به شدت توصیه می کنم از نام گذاری صحیح استفاده کنید. اسم های انتخاب کنید که مفهوم را کاملا می رسانند و نام گذاری را بر اساس قانون camel case  انجام دهید.

تعامل با همکاران

همان طور که گفتم شما ابتدا باید جو محیط را بسنجید و  نحوه تعامل شما با همکاران باید بر اساس اون باشه.

ولی چیزی که  در هر صورت باید به اون توجه داشته باشین اینه که چه جو صمیمی باشد چه رسمی، شما نباید زیاد با همکاراتون صمیمی شین و یه جورایی تو محیط کار لازمه “محافظه کارانه” رفتار کنید و سرتون تو کار خودتون باشه(نه زیاد رسمی و نه زیاد صمیمی).

تخصص مهم تره یا اخلاق کاری؟!

شاید تعجب کنید ولی اخلاق کاری مهم تره!

دو کارمند رو تصور کنید، یکی تخصص خیلی خوبی دارد ولی اخلاق کاری ندارد ، دیگری تخصص متوسطی داره ولی اخلاق کاری داره. مدیران بیشتر تمایل دارند کارمند دوم رو انتخاب کنن و با این که تخصص کمتر ممکن است هزینه زمانی بیشتری داشته باشد ولی ترجیح میدهند روی اخلاق کاری سرمایه گذاری کنن تا تخصص بالاتر!

اخلاق کاری ممکن است در هر محیطی معیارهای متفاوتی داشته باشد که شما باید سعی کنید راجع به معیارهای محیط کار مورد نظر و معیارهای خودتون با مدیر مربوطه صحبت کنید و بعد از اطلاع از آن شرایط، سعی کنید به آن معیارها احترام بگذارید. طبیعتا انتظار می رود این احترام دو طرفه باشه.

کارفرماها توقعاتی از کارمندان دارن که بسیاری از آنها معقول و به جا هستن. ولی آیا این توقعات  فقط باید از سمت اون ها باشه و کارمند تنها تلاشش این باشه که این انتظارات رو برآورده کنه؟! آیا کارفرما نباید انتظارات کارمند رو برآورده کنه؟!

شما نیز به عنوان یه کارمند حق دارین از کارفرمای خود انتظاراتی داشته باشین. معمولا یکی از دلایل دلسرد شدن کارمندها از یک محیط کاری این است که مدیر نتوانسته یا نخواسته انتظارات کارمند را برآورده کند و این توقعات یک جانبه بوده.

توصیه من این هست که راجع به توقعات کاری خود صحبت کنید و دلیل برآورده نشدن انتظاراتتون رو از کارفرما بپرسید.

خوبه که به عنوان یه کارمند تمام این موارد رو در نظر بگیریم و به عنوان یه مدیر هم سعی کنیم بر روی نقاط مثبت افراد تمرکز کنیم  و در کنار هم باشیم نه در مقابل هم…

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *