کیپ کالم اَند فُرگِت دِ لِیبِلز!

دیجیتال مارکتینگ
استاندارد

پیشاپیش ازتون عذر می‌خوام بابت عنوان انگلیسی این متن، چون این عنوان رو خیلی دوست داشتم و حقیقتاً ترجمه فارسی‌اش حق مطلب رو ادا نمی‌کرد.

 یه موردی که اخیراً باهاش برخوردم و موجب شد بعد از چند ماه دوباره بنویسم درگیر شدن با لیبل کاری“دیجیتال مارکتینگ” بود.

اگه از یه فرانت‌اند دوولوپر بپرسی “یه فرانت اند دوولوپر کیه؟” پاسخ میده اگه به زبان های برنامه نویسی x, y و z مسلط باشی می‌تونی یه فرانت اند دوولوپر باشی. اماااااا…. وقتی در مورد لیبل کاری خاص “دیجیتال مارکتینگ” سوال میشه احتمال زیاد با بی‌شمار پاسخ مختلف روبرو میشیم! حالا واقعاً دیجیتال مارکتینگ چیه؟ یه دیجیتال مارکتر کیه؟

!!!!Only God Knows

تازگیا افرادی رو دیدم که صرفاً به دلیل داشتن یه پیج اینستاگرامی یا یه چنل تلگرامی خودشون رو دیجیتال مارکتر معرفی می‌کنن. از اون طرف هم کسایی رو دیدم که سابقه کار مارکتینگ کاملاً آفلاین یا مثلاً سابقه کار توی بازاریابی‌های شبکه‌ای یا حتی بورس داشتن که فک می‌کنن دیجیتال مارکتری هم همونه. مارکتینگ، مارکتینگه دیگه!

حالا اینا به کنار، چند تا آگهی شغلی دیدم که برای جذب نیروی دیجیتال مارکتینگ یکی از وظایفی که تعریف کرده بودن حسابداری هم بود!!!از اونجایی که حوزه کاری دیجیتال مارکتینگ به شدت گستره هست پاسخ دادن به این سوال که دیجیتال مارکتر کیه کار واقعاً دشواریه. در واقع هیچ پاسخ قطعی و جامعی برای این موضوع وجود نداره! من به این نتیجه رسیدم که تعریفات زیادی وجود داره منتها با داشتنِ دید درست نسبت به این موضوع باید یه “خط قرمزهایی” رو در نظر گرفت.

من خیلی وقت پیش یه تعریف رو از زبون آقای “عادل طالبی” توی یه پادکست صوتی گوش کردم که به نظرم دید  درستی به کار دیجیتال مارکتینگ میده و شنیدنش خالی از لطف نیست. (توی کانال کار و کسب می‌تونین پیداش کنین.)

همه چیز دانی!

برای ورود به حوزه دیجیتال مارکتینگ باید با حوزه‌های مختلفی آشنا بود، دستی توشون داشت ولی لزوماً لازم نیست توی هر کدوم متخصص بود. یه شخص دیجیتال مارکتر لازمه با شبکه‌های اجتماعی، تبلیفات اینترنتی، ایمیل مارکتینگ، سئو، وردپرس، ابزارهای تحلیل، نرم افزارهای گرافیکی، ابزارهای جدید آشنایی داشته باشه و با همشون کار کرده باشه تا نهایتاً متناسب با کار بتونه تشخیص بده از چه ابزارهایی باید استفاده کنه.نمیشه کسی بگه من دیجیتال مارکتر هستم ولی مثلا تا حالا توی فلان شبکه اجتماعی عضو نبودم و آشنا هم نیستم، یا مثلا هیچی از سئو نمی‌دونم، پیترست نمیدونم چیه، کار با وردپرس بلد نیستم، خودم یه سایت نداشتم هیچ وقت، یا اینکه یه بنر ساده رو هم نتونه با فتوشاپ بسازه. درسته که دیجیتال مارکتر طراح گرافیک نیست ولی لازمه در حد اولیه با این موارد آشنا بود.اگه فقط توی یکی از این شاخه‌ها اوکی هستین و با بقیه آشنا نیستین اون دیگه اسمش دیجیتال مارکتینگ نیست. شما در واقع متخصص اون حوزه خاص هستین.

سِلف مارکتینگ

یه صحبت جذاب دیگه هم که از آقای عادل طالبی شنیدم این بود که قبل از این‌که دیجیتال مارکتر باشین باید حداقل سلف مارکتر خوبی باشین. اینکه یه شخص عکس پروفایل خودش گل و بلبل باشه، وبسایتی نداشته باشه، لینکدین به روزی نداشته باشه آیا می‌تونه دیجیتال مارکتر خوبی باشه؟

قبلاً هم توی این مطلب راجع به اهمیت عکس پروفایل مطلبی نوشتم.

القاب رو فراموش کن!

واقعاً وقتی توی لینکدین درخواست‌هام رو چک می‌کنم درصد بسیار زیادی از افراد رو با لیبل CEO می‌بینم. خیلی وقتا هم از نزدیک با این CEOها برخورد می‌کنم که بدون هیچ تجربه موفق و کارآمدی قصد جذب شدن توی شرکت‌های دیگه رو دارن که ادعا دارن خودشون صاحب کسب و کارن ولی با این حال قصد دارن در کنار  اون جایی دیگه هم به عنوان کارمند فعالیت کنن. شخصاً نمی‌تونم با این تناقض‌ها کنار بیام!!!

لیبل‌های کاری خوش‌نام و شیک هر روز دارن بیشتر میشن که می‌تونن توی حوزه دیجیتال مارکتینگ هم قرار بگیرن و توی هر دوره‌ای انگاری یکی از اونا ترند میشه!

UX Designer

Growth Hacker

Content Strategist

Copy Writer

Social Media Manger

………

خیلی درگیر القاب و لیبل‌های عجیب غریب نشیم. چرا که خیلی وقتا خصوصاً توی کارهای استارتاپی یا کمپانی‌های SME قرار می‌گیریم که نمیشه برای بازاریابی دیجیتالی برای هر کدوم از اینا نیروی جدا داشت.این لیبل‌‌ها خیلی هم خوبن ولی میشه با تجربه و مرور زمان هم بهشون رسید!

تعریف شما از دیجیتال مارکتینگ چیه؟

تولید‌کننده محتوا‌، مترجم نیست…

استاندارد

خیلی از افراد ، هنگام جذب نیروی محتوا به اشتباه فکر میکنن تولید‌کننده محتوا همون مترجم هست …

بله یک تولید کننده محتوا بدون شک باید در امر ترجمه خوب باشه ولی تفاوت‌هایی بین مترجم و تولید‌کننده محتوا هست.

یکی از دلایلی که باعث شد این مطلب رو بنویسم این بود که چند وقت پیش یک آگهی استخدام تولید‌کننده محتوا رو دیدم که از فرد مورد نظر، انتظار ترجمه مقالات مشخصی رو داشتند.

مترجم کیست؟

مترجم شخصی است که به صورت تخصصی در زمینه ترجمه مقالات،کتاب،… کار می‌کند.

در واقع مترجم، یک منبع مشخص را بازگردانی می‌کند.

منظور از محتوا چیست؟

توجه داشته باشید که محتوا فقط متن نیست.

تصویر، ویدئو، اینفوگرافی، پست وبلاگ، پادکست صوتی و … همه انواع مختلفی از محتوا هستند.

اما تولید کننده محتوا کیست؟

فردی است که برای یک موضوع خاص چندین منابع مختلف را مطالعه و بررسی می‌کند تا یک محتوای جدید  از ترکیب اطلاعات به دست آمده و دانش خود متناسب با استراتژی‌ها و اهداف سازمان با استفاده از مهارت نوشتاری‌ یا گرافیکی‌اش  ایجاد کند.

 خب مسلماً برای مطالعه از منابع مختلف نیاز به مهارت زبان است ولی این کار با کار مترجمی متفاوت است.

یک تولید‌کننده محتوا بیشتر از هر چیز به مطالعه و جستجو نیاز دارد.

برای نوشتن یک متن ۵۰۰ کلمه‌ای گاهی نیاز است چندین نوشته مختلف بررسی شوند، ساعات‌ها  سرچ انجام شود تا نهایتاً متن مناسب در عرض چند ساعت نوشته شود.

همچنین وظیفه تولید‌کننده محتواست که با توجه به اهداف تعیین شده و متناسب با بسترهای متفاوتی که وجود دارد محتوا تولید کند.

  به طور مثال تولید‌محتوا برای شبکه اجتماعی با تولید‌محتوا برای وبلاگ کاملاً متفاوت از هم هستند.

حتی تولید محتوا برای شبکه‌های اجتماعی مختلف نیز متفاوت هست.

برای نوشتن یک پست وبلاگ درباره موضوع x ، یک تولید‌کننده محتوا ابتدا باید منابع مختلفی رو مطالعه و بررسی کند تا روی آن موضوع تسلط پیدا کند.

نهایتاً مطلب رو بر اساس اطلاعاتِ کسب شده به نحوی بنویسد که منظور اصلی به راحتی به خواننده منتقل شود و اگر هم نیاز هست اطلاعات را بر اساس نیازهای کسب و کار به شکل متفاوتی ارائه کند.

برخی دوستان که در زمینه تولید محتوای وبلاگ فعالیت می کنند تنها یک مقاله خاص را ترجمه می کنند و این موضوع باعث بروز مشکلاتی می‌شود که ممکن است به ضرر کسب‌و‌کار تموم شود.

بگذارید یک مثال بزنم.

ممکن است در یک مقاله خارجی تولید‌کننده محتوا روی موضوعی خاص در نوشته مانور داده باشد، که کسب‌و‌کار شما اصلاً در آن موضوع فعالیتی ندارد.

حال اگر مترجم دقیقاً آن مطلب را بازگردانی کند نه تنها هیچ سودی برای کسب‌و‌کار نداشته بلکه ضرر هم رسانده…

پس برای تولید‌محتوا، توجه به اهداف کسب‌و‌کار موضوع بسیار مهمی است و سرپرست تیم تولید‌محتوا باید توجه ویژه‌ای به این موضوع داشته باشد.

محتوا باید به‌گونه‌ای تولید شود که منفعت کسب‌و‌کار در نوشته کاملاً واضح و مشخص باشد.

در پایان لازم میدونم اضافه کنم که  با توجه به تفاوت کار مترجمی با کار تولید‌محتوا، تفاوت نرخِ کاری رو هم باید در نظر داشت.

شاید تعیین نرخ مناسب برای کار مترجمی بر اساس صفحات باشد، اما کار تولید‌محتوا کاملاً متفاوت است.

این در حالیست که برخی افراد با مشاهده پست یک صفحه‌ای وبلاگ تصور می‌کنن متن برگردان از یک مقاله خاص است. البته این تصور چندان هم بیراه نیست، چرا که تعداد زیادی از وبسایت‌ها به همین شیوه در وبسایت‌شان محتوا قرار می‌دهند.

همچنین پیشنهاد می‌کنم برای به‌کار‌گیری نیروی محتوا، نکات ذکر شده رو در نظر بگیرید.

خیلی از کسب‌وکارها برای دادن هزینه پایین‌تر از مترجم به‌جای بازاریاب محتوا استفاده می‌کنند که خب نتیجه مثبتی هم در پی نخواهد داشت.

البته اگر بخواهیم از زاویه دیگری به ماجرا نگاه کنیم، هنوز تعداد متخصصین کمی در این حوزه فعال هستند.

تعداد فالوئرهای یک صفحه تجاری چقدر مهمه؟!

استاندارد

 

چیزی که این روزها در گرفتن پروژه‌های مختلف مدیریت سوشال‌ها بهش برخوردم، بحث بالا بردن افزایش فالوئر بوده.در اینجا میخام از کار کردن با دو تا پیج متفاوت صحبتم رو شروع کنم.پیج اول، یه پیج با حدود ۲۰۰۰ فالوئر بود که یک کسب‌و‌کار به من تحویل داد و گفت از این پس مدیریتش با تو و دومی یک کسب‌و‌کاری بود که تازه پیجش رو باید می‌ساختم و شروع به فعالیت می‌کردم.زمانی که اولین پست رو توی پیج ۲۰۰۰ فالوئری گذاشتم ۱۰ تا لایک بیشتر نخورد و جالب است که اون پیج تازه تاسیس حدود ۲۰ تا لایک خورد.حالا میخام به دلایلی اشاره کنم که نشون میده درصد اینگیجمنت(میزان درگیری کاربر با پیج) به میزان خیلی زیادی از تعداد فالوئر مهم‌تر هست.

اینگیجمنت چی هست؟

اینگیجمنت در واقع میزان مشارکت اعضای یک پیج با محتواهای منتشر شده رو نشون میده.اینکه یه محتوا تا چه حد تاثیرگذار بوده از این طریق قابل اندازه گیری هست.

نحوه محاسبه درصد اینگیجمنت:

۱۰۰ * تعداد فالوئر/ (تعداد لایک + تعداد کامنت )= (Engagement Rate(ER درصد مشارکت

عددی که اینجا به دست می‌آید میزان اینگیجمنت هر پست رو نشون میده.دقیقاً این روشی هست که میشه برای تشخیص فیک یا واقعی بودن فالوئرهای یک پیج استفاده کرد. عدد اینگیجمنت زیر ۳٪ یعنی پیج فالوئرهای فیک زیاد داره.

چطور میشه درصد اینگیجمنت رو بالا برد؟

-تولید محتوای منظم

روزانه یک الی ۳ پست در صفحه انتشار دهید. البته حتماً با فاصله زمانی این کار رو انجام بدین!این طور نباشد که یک روز ۳ پست می‌گذارید و تا چند هفته غیبتون بزنه و دوباره برمی گردید ۳ پست دیگر!

-تولید ارزش

محتواهای تولید شده صرفاً نباید تبلیغی از کسب‌و‌کار شما باشند بلکه باید ارزشی به مخاطب منتقل کنند و به طور غیر‌مستقیم برندتون رو توسعه بدین.در این رابطه خوبه در مورد بازاریابی جاذبه‌ای یا Inbound Marketing مطالعه بیشتری انجام داد.

-تعامل با فالوئرها

پست‌هایی بگذارین که مخاطبین پیج رو وادار به کامنت گذاشتن کنه. مثل نظرسنجی در پست‌ها.هم‌چنین پاسخ به کامنت‌ها و پیام‌های ارسال شده در دایرکت و … بسیار مهم هست.همچنین می‌تونید در پیج‌های دیگر از طریق کامنت گذاشتن تعامل برقرار کنید البته به نحوی که اسپم نباشید!!همچنین چند مورد مهم دیگر در رابطه با تعامل با فالوئرها:

  • پست‌های موقتی مثل استوری گذاشتن

این مورد هم برای تعامل با مخاطب  بسیار تاثیر‌گذار هست.برای ارتباط صمیمانه‌تر و راحت‌تر با مخاطب حتما از استوری استفاده کنید.

  • استفاده از امکان لایو

هر از گاهی از طریق لایو با فالوئرها ارتباط برقرار کنید.لازم است از قبل زمان لایو رو اطلاع رسانی کنید.

فالو کردن افراد

برای دیده شدن لازمه افرادی رو فالو کرد ، معمولا این فالو کردن‌های درصدی بَک فالو میاره که این درصد به کیفیت و نوع محتواهای شما بستگی داره.

افرادی هم هستن که از ربات‌ها برای انجام این کار استفاده می‌کنن.

-ایجاد مسابقه

برگزاری مسابقه و به شاتراک گذاری با استفاده از هشتگ و منشن.این کار باعث شناخته شدن هر چه بیشتر و افزایش نرخ مشارکت می‌شود.

-ارتباط نوع کسب‌و‌کار و درصد اینگیجمنت در شبکه‌های اجتماعی مختلف

لازم است اهمیت نوع کسب‌و‌کارها را در میزان اینگیجمنت هم در نظر داشته باشیم.برخی از کسب‌و‌کارها به دلیل نوع فعالیتشان پتاینسیل بیشتری برای افزایش اینگیجمنت در شبکه‌های اجتماعی خاصی را دارند.یعنی مثلا یک کسب‌و‌کار که در حوزه خوراک یا پوشاک در اینستاگرام فعالیت می‌کند نسبت به کسب‌و‌کاری که در حوزه هوش مصنوعی کار می‌کند پتانسیل بیشتری دارد؛ این در حالیست که اون کسب‌و‌کار هوش مصنوعی در لینکدین ممکنه درصد اینگیجمنت بالاتری کسب کنه!بنابراین به نظر من لزومی نداره اصراری کنیم که یک کسب‌وکار لزوماً در همه شبکه‌های اجتماعی درصد اینگیجمنت بالایی داشته باشه.

آیا میزان افزایش تعداد فالوئرهای یک پیج، از قبل قابل پیش بینی است؟

قبلاً به این فکر می‌کردم که آیا میشه قبل از پذیرش یک کار سوشال، عدد تخمینی جهت افزایش فالوئرهای یک صفحه تو یک مدت زمان خاص تعیین کرد؟

چون این سوال رو از برخی کارفرماها شنیده بودم.

بله در شرایطی امکان پذیر هست.

زمانی‌که حداقل دو الی سه ماه مدیریت یک صفحه اجتماعی رو بر عهده گرفته باشی و با ماهیتش کاملاً آشنا شده باشی، با فالوئرها آشنا شده باشی، علاقه‌مندی‌هاشون رو شناخته باشی و …از اطلاعات و تجربیات قبلی به دست آمده می‌توان برای تخمین روند افزایش فالوئر استفاده کرد اما خب در ابتدای فعالیت نباید چنین انتظاری داشت.

در آخر هم باید بگم که اگر به فکر افزایش فالوئر هستید، حتماً به بالا بردن میزان اینگیجمنت هم توجه داشته باشید.

البته موارد دیگری نیز تاثیرگذار هستند که سعی می‌کنم در نوشته‌های بعدی منتشر کنم.

تاثیر اولیه با عکس پروفایل

استاندارد

شکی در این نیست که میزان اهمیت شبکه‌های اجتماعی هر روز بیشتر و بیشتر میشه و در حال حاضر اکثر ما ارتباطات و تعاملات‌مون از طریق شبکه‌های اجتماعی انجام میشن.الان درخواست‌های همکاری و تعاملات کاری اغلب از طریق تلگرام و لینکدین انجام میشن. اکثر ما عضو چندین گروه یا کانال تخصصی تلگرام هستیم.یکی از موارد مهمی که خیلی‌ها بهش توجه ندارن انتخاب درست عکس پروفایل و بعد از اون اسم و بیو مناسب هست که تاثیر زیادی در پرزنت کردن‌مون دارن.من خودم وقتی اولین بار میخام با کسی تو تلگرام ارتباط برقرار کنم قبل از هر چیزی عکس‌های پروفایلش رو شخم می‌زنم!فکر می‌کنم اغلب ما همینطور هستیم، اولین چیزی که در مورد طرف مقابل قضاوت می‌کنیم بر اساس تاثیر اولیه‌ای هست که از طریق پروفایلش بهمون منتقل میشه.مثلا خود من اگر برای ارتباط(چه کاری چه دوستی)، کسی رو ببینم که عکس پروفایلش گل و بوته هست و اسمش چنگیز خان….

خب قطعاً تاثیر منفی روی من میذاره و به احتمال زیاد مانع از شکل گیری ارتباط خواهد شد.این مورد به طرز خیلی شدیدتری در مورد شبکه اجتماعی کاری لینکدین صدق می‌کند. اطلاعات پروفایل مثل اسم، عکس و بیو همگی باید نشان دهنده هویت واقعی ما باشند و برای خودنمایی و اطلاع رسانی نیستن. بنابراین عجیب است که در پروفایل که بیانگر هویت فرد هست، کسی عکس فرزند یا سایر اعضای خانواده را به جای عکس خودش بگذارد و انتظار شبکه سازی کاری و تعاملات این چنینی هم داشته باشد!

 بایدها و نبایدهای عکس پروفایل حرفه‌ای

  • عکس باید کلوزآپ و نزدیک گرفته شده باشد و چهره شما در عکس پروفایل کاملاً واضح و مشخص باشد. 
  • از قرار دادن عکس‌هایی که از فاصله دور گرفته شده پرهیز کنید.
  • عکس پروفایل باید تمام رخ باشد و نه نیم رخ یا ربع رخ و …!
  • عکس پروفایل باید تکی باشد.
  • از قرار دادن عکس‌های دو نفره یا دسته جمعی پرهیز کنید.
  • عکس پروفایل باید جدید باشد و نه مربوط به سال‌ها پیش یا حتی زمان کودکی!
  • عکس پروفایل باید با عرف جامعه متناسب باشد.
  • پس زمینه عکس‌ پروفایل تا حد امکان ساده و خلوت باشد.
  • عکس با کیفیت انتخاب کنید.
  • لبخند بزنید!

بایدها و نبایدهای انتخاب اسم

  • اسم و فامیل واقعی خود را قرار دهید.(اگر انگلیسی است به بزرگ بودن حروف اول توجه کنید)
  • اسم مستعار قرار ندهید.
  • اسمتون رو مخفف ننویسید.
  • آی دی‌های تابلو انتخاب نکنید!

بنویس تا درخت‌ها سپاسگزارت باشن…

استاندارد

این تصویر اسکرین‌شاتی از صفحه شروع پیپر دراپ باکس هست.

من یه بلاگ‌نویس هستم که معمولاً اول، نوشته‌هام رو تو پیپر دراپ باکس می‌نویسم و بعد به وبسایت یا هر جای دیگه منتقل می‌کنم.هر بار که پیپر رو باز می‌کنم یک پیام پر‌انرژی و هیجان‌انگیزِ متفاوت برای نوشتن می‌گیرم که باعث میشه هر بار که داکیومنتِ جدیدی باز می‌کنم ذوق‌مرگ بشم!

اولین باری که از این سرویس استفاده می‌کردم بر حسب عادت ctrl+s رو زدم و با یه پیامِ هیجان‌انگیز دیگه روبرو شدم.

علاوه بر این موارد، من پیپر رو به خاطر سادگی‌اش دوست دارم. یه صفحه سفید مثل یک ورق کاغذ فیزیکی بدون آیتم‌های اضافی جلوم هست و هر بار که نیاز باشه قسمتی از متن رو ویرایش کنم با انتخاب قسمت دلخواه از متن، ویرایشگر بهم نمایش داده میشه و بعد هم مخفی میشه.

الان که داشتم این مطلب رو می‌نوشتم متوجه شدم صفحه ویرایشگر ویرگول هم در همین حد ساده و مینیمال هست:دی

 دقیقاً به دلیل همین سادگی و مینیمال بودن رابط کابری‌اش و امکانات شخصی‌سازی شده‌اش هست که به ویرایشگر وردپرس ترجیح‌اش میدم.

اینجا لازم است اضافه کنم که از محیط ورد مایکروسافت همیشه نفرت داشتم و هیچ‌وقت نوشته‌هام رو اونجا نمی نویسم مگر اینکه مجبور باشم!

قابلیت‌های پیپر

پیپر قابلیت‌های جالب و کاربردی زیادی داره.

امکانات ویرایشگر

-امکان افزودن جدول، لیست انجام کار، اضافه کردن فایل‌های دراپ باکس، عکس، ویدئو، لیست، کد،‌لینک و .. را در ویرایشگرش دارد.

-امکان به اشتراک گذاری داکیومنت با دیگران

یکی از امکانات پیپر قابلیت به اشتراک گذاری داکیومنت ایجاد شده با دیگران هست.

همچنین در بالای داکیومنت مشخص می‌کنه که در لحظه چند نفر و با چه ایمیل‌هایی در حال مشاهده مطلب هستند و همین‌طور می توانید سطح دسترسی تعیین کنید.

-امکان کامنت گذاری در متن

زمانی که یک نوشته را با دیگران به اشتراک می گذاری می‌توانی در یه بخش‌هایی از نوشته کامنت بگذارید و یا اینکه اون فرد براتون کامنت بگذاره.

– کلید میان‌برها

فرض کنید یه اسکرین شات از صفحه می‌گیرم و میخام به نوشته اضافه‌اش کنم.

تو پیپر لازم نیست بگردم عکس رو پیدا کنم یا درگ‌اند‌دراپ‌ کنم و بذارمش تو داکیومنت.همین که ctrl+v بزنم خودش مستقیم به مطلب اضافه‌اش می‌کنه.

برای هایلایت کردن یه قسمت از متن هم کافیه اون قسمت رو انتخاب کنم و ctrl+e بزنم.

اگر کلید میان‌برهای دیگری دارد تا این لحظه من در جریان‌اش نیستم، شما اگر چیز بیشتری می‌شناسین معرفی کنید.

-ارجاع به نوشته‌های قبلی

اگر بخام توی داکیومنت‌ام به نوشته‌های قبلی پیپر لینک بدم، کافیه “+” بذارم و حرف اول عنوان مورد نظر را بنویسم.

اون مطلب رو سریع پیدا می کنه و لینک‌اش رو قرار می‌ده.

-نویگیت (حرکت) بین تیترها

من واقعاً نمی‌دونم معادل فارسی نویگیت که به خوبی مفهوم‌ واژه رو توضیح بده چی هست، اگر پیشنهادی دارین استقبال می‌کنم!

با حرکت موس به سمت چپ صفحه، لیستی از تیترها و سرفصل‌های نوشته را نشان می‌ده که به راحتی می‌توانیم به قسمت دلخواه از متن بریم.

-ایجاد پوشه

این قابلیت برای کارهای تیمی خیلی خوبه؛ می‌توانید یک فولدر برای تیم بسازید و همه داکیومنت‌های اعضای تیم رو آنجا قرار دهید.

اعضای تیم هر بار می‌توانند پوشه رو آپدیت کنند.

-شمارش تعداد کلمات و اموجی‌ها

پیپر قابلیت شمارش تعداد کلمات نوشته شده و تعداد اموجی‌های استفاده شده در متن را داره.

برای استفاده از اموجی هم کافیه “ : “ گذاشت تا لیست اموجی‌ها رو برای انتخاب  نشون بده.

-جستجوی کلمات

با استفاده از این امکان، می‌توان کلمه خاصی در کل داکیومنت‌های ایجاد شده در پیپر جستجو کرد.

-نسخه موبایل

اپلیکیشن موبایل پیپر هم در نسخه اندروید و هم iOS موجود هست.

با گوشی هم‌ راحت می‌شه ایده‌هایی که به ذهنمون بیاد رو سریع تو اپلیکیشن پیپر تایپ کنیم.

نکته مثبت‌اش این است که برای مشاهده و ویرایش مطالب لزوماً نباید آنلاین بود و امکان دسترسی آفلاین به نوشته‌ها از طریق اپلیکیشن وجود داره.

پیپر هنوز خیلی قابلیت‌های دیگری برای کارهای تیمی مثل ایجاد پروژه، اتصال به slack و … دارد که من خودم  هنوز همشون رو تست نکردم.

خلاصه اینکه بنویس!

راه‌های نوشتن زیاد هست.

هم می‌تونی از پیپر دراپ باکس استفاده کنی؛هم از خیلی سرویس‌های دیگه….

ختم کلام این‌که، جایی رو برای نوشتن انتخاب کن که هم خدا ازت راضی باشه هم درخت‌ها!

تجربه‌های کارِ کارمندی،استارتاپی و فریلنسری من!

استاندارد

در این  نوشته قصد دارم راجع به تجربه‌های کاری که تا به حال به صورت کارمندی،استارتاپی و فریلنسری داشتم صحبت کنم و تجربه‌هایم را در این زمینه باهاتون به اشتراک بگذارم.

حتماً اگر تازه فارغ التحصیل شدید با دغدغه پیدا کردن شغل مواجه هستید که این خودش داستان مفصلی هست. قبل از هر چیزی لازم است مهارت خاصی به دست بیاورید، یک یا چند نمونه کار درست کنید و بعد از اون بگردید دنبال کار مناسب ولی حالا کار مناسب واقعاً چه کاری هست؟!

این دقیقاً همون موضوعی هست که تو این نوشته میخام راجع بهش صحبت کنم.

من بعد از فارغ التحصیلی کارم رو از کارمندی تو یه شرکت شروع کردم. از اونجایی که تجربه کاری نداشتم چند ماه اول رو به صورت کارآموزی تو یه شرکت به عنوان تولید کننده محتوا شروع به کار کردم و بعد از یه مدت کارمند اون شرکت شدم.

مزایای تجربه کارمند بودن برای من

خب کارمند بودن اولش خیلی خوب بود. چون:

رفته رفته تجربه‌ کاری‌ام افزایش پیدا می‌کرد،

دید بهتری از بازار کار به دست آوردم،

با قوانین کار آشنا شدم،

بیمه داشتم،

کار تیمی را تجربه کردم،

تعاملات اجتماعی‌ام افزایش پیدا کرد،

معایب تجربه کارمند بودن برای من

خب بعد از یک‌سال کار کردن به صورت کارمندی احساس نارضایتی سراغم اومد. دلایلش رو اینجا توضیح میدم.

-محدودیت مالی

بعد از گذشت یک سال متوجه شدم با حقوق کارمندی نتونستم هیچ پس انداز مالی داشته باشم و هر چه بیشتر فکر کردم دیدم با حقوقی که بر اساس اداره کار تعریف میشه، نمی‌تونم آینده مالی خوبی را برای خودم تصور کنم.

-نداشتن حس آزادی عمل

اینکه چقدر آزادی عمل موضوع مهمی باشد فک می‌کنم بیشتر به اخلاق و شخصیت هر کس بستگی دارد.

طبیعی است که به عنوان یک کارمند  هر روز صبح زود بیدار شی بری سر کار و در خوش بینانه‌ترین حالت ۸ ساعت بعد برگردی خونه و در طول اون ۸ ساعت هم کارهایی که ازت خواسته میشه رو انجام بدی.

اما خب من مشکلم این بود که آزادی عمل برام خیلی مهم بود، زمان کمتری که در خانه بودم عملاً نمی‌رسیدم به کارهایی که دوست داشتم بپردازم و بر اساس ویژگی اخلاقی خودم دوست داشتم به دنبال کاری برم که زمانم متعلق به خودم باشه.

اگر هنوز نمی‌دانید کار مناسب شما چی هست توصیه می‌کنم یک دوره یک تا سه ماهه به عنوان کارآموز در شرکتی مشغول به کار شوید تا با فضای کارِ کارمندی آشنایی نسبی پیدا کنید.

بعد از ترک شرکت، همکاری‌ام رو با یک استارتاپ شروع کردم. کارم رو به عنوان توسعه دهنده اپلیکیشن در اون تیم استارتاپی شروع کردم. البته باید بگم که جز بنیان گذران اون استارتاپ نبودم و تیم از قبل از ورود من شکل گرفته بود.

مزایای تجربه کار در استارتاپ برای من

آشنا شدن با فضای کار استارتاپی،

شناخت چالش‌های کار استارتاپی،

تجربه کار در فضای شتاب دهنده،

آشنایی بیشتر با مفاهیم استارتاپی،

انعطاف پذیری بیشتر،

معایب تجربه کار در استارتاپ برای من

-ریسک بالا

کار استارتاپی یک کار ریسکی به حساب می‌آید. بعد از یکی دو ماه کار استارتاپی، به دلیل مشکلات و چالش‌های به وجود اومده کار متوقف شد!

به دلیل ریسک بالای کار استارتاپی، ممکن است علاوه بر اینکه تا مدت زمان زیادی سود مالی نداشته باشید حتی ضرر مالی را هم تجربه کنید. پس اگر می‌خواهید سمت کار استارتاپی بروید باید صبر و حوصله زیادی داشته باشید.

-عاشق ایده نبودم

از اونجایی که تیم از قبل شکل گرفته بود و من بعد از مدتی به تیم پیوستم شوق و هیجانم برای اجرای ایده کافی نبود و کم‌تر از اعضای دیگر که از ابتدا بودند، ایده رو باور نداشتم!

اگر می‌خواهید به انجام یک کار استارتاپی فکر کنید یا می‌خواهید به تیم استارتاپی بپیوندید حتماً استارتاپی را انتخاب کنید که نسبت بهش شوق زیادی دارید، احساس کنید ایده متعلق به خودتون هست.

-انتخاب تیم

موضوع دیگری که حتماً در کار استارتاپی باید بهش توجه داشته باشید انتخاب درست تیم است. کار استارتاپی با کار شرکتی متفاوت است. در شغل کارمندی لازم است در ارتباطات سلسلسه مراتب و … رعایت بشه ولی در کار استارتاپی تعاملات به صورت سلسله مراتبی اتفاق نمیفتد که البته این حسن کار است ولی چیزی که باید بهش توجه داشته باشید همکاری با افرادی هست که از نظر اخلاقی به شما شبیه هستند.

در فضای پویای استارتاپی اعضای تیم باید با هم، دوست و همدل باشند.

اگر هنوز نمی‌دانید کار مناسب شما چی هست توصیه می‌کنم در یک دوره استارتاپ ویکند شرکت کنید تا با فضای کار استارتاپی به طور نسبی آشنا شوید.

توجه داشته باشید که در صورت داشتن ایده خوب، تیم خوب، پشتکار و انگیزه بالا و قدرت ریسک بالا کار استارتاپی می‌تواند یک گزینه خیلی خوب باشد.

بعد از متوقف شدن کار استارتاپ، به سراغ انجام کارهای فریلنسری رفتم.

مزایای تجربه کار فریلنسری برای من

-به دست آوردن حس آزادی عمل

با کار فریلنسری اون حس آزادی عملی که به دنبالش بودم رو پیدا کردم. با گرفتن پروژه های مختلف هم می‌توانم پول در بیارم هم می‌تونم به اندازه کافی رو یادگیری مهارت‌های دیگر وقت بگذارم هم به ورزش و تفریح‌ام برسم.

-انعطاف بیشتر کاری

انعطاف کاری هم میتونه جزء مزایا باشه هم معایب!

با کار فریلنسری زمانم متعلق به خودم هست، می‌تونم تصمیم بگیرم کارم رو از عصر شروع کنم و تا نیمه شب ادامه‌اش بدم و هم میتونم شب زود بخوابم و کارم رو از صبح زود شروع کنم. هم می‌توانم تو خونه کار رو انجام بدم هم تو سفر!

این که زمانم متعلق به خودم هست موضوع جذابی هست ولی اگر درست مدیریت نشود ممکن است باعث بی نظمی کاری بشه.

-عدم محدودیت مالی

با گرفتن پروژه‌های مختلف می‌توانم بر اساس آنچه که فکر می‌کنم درست هست قیمت گذاری انجام بدم، می‌توانم چندین پروژه مختلف بگیرم و انجام بدم، البته تا حدی که واقعاً در توانم هست. حتی اگر تعداد پروژه‌ها بیشتر شد می‌توانم از دوستانم برای انجامشون کمک بگیرم و رفته رفته یک تیم حرفه‌ای تشکیل بدیم.

معایب تجربه کار فریلنسری برای من

-نداشتن امنیت شغلی 

اگر قصد انجام کار فریلنسری دارید باید توجه داشته باشید که اگر امنیت شغلی و بیمه و … موضوع مهمی برای شما هستند این مدل کار کردن برای شما اصلاً مناسب نیست.

-نبودن همیشگی پروژه

پروژه‌های گرفته شده مقطعی هستند نه دائمی.

البته پس از شروع کار فریلنسری و بعد از گذشت زمان پروژه‌ها بیشتر می‌شوند. در ابتدای کار لازم است فریلنسر به دنبال گرفتن پروژه باشد ولی بعد از مدتی پروژه‌ها به سمت فریلنسر سرازیر می‌شوند و این فریلنسر است که باید انتخاب کند کدام یک از پروژه‌ها را انتخاب کند.(البته من هنوز به چنین مرحله‌ای نرسیدم)

اما فکر می‌کنم برای این موضوع موارد زیر می‌توانند تاثیر گذار باشند.

شبکه سازی

خب من مدتی هست که در رویدادهای شبکه سازی حضور داشتم و از این طریق دوستان خوبی پیدا کردم. نکته قابل توجه این است که چند تا از پروژه‌هایی  که به صورت فریلنسری انجام دادم از طریق همین دوستان درخواست شده بود. بنابراین هر چه دایره شبکه ساخته شده را بزرگ‌تر کنید به پیشنهادهای بیشتری بر می‌خورید.

معمولاً وقتی با کارفرمایی خاصی کار کنید اون کارفرما برای کارهای بعدی نیز اول به شما مراجعه می‌کند. همچنین شما را به همکاران خود نیز توصیه می‌کند، پس از این طریق می‌توانید پروژه های بیشتری بگیرید.

بررسی مداوم وبسایت‌های برون‌سپاری پروژه

در وبسایت هایی مثل پارس‌کدرز و پونیشا روزانه پروژه‌های زیادی برای برون‌سپاری قرار می‌گیرند که بر اساس مهارت خود می‌توانید برای آن پروژه‌ها پیشنهاد ارسال کنید.

به طور مثال از طریق این لینک می‌توانید عضو کانال پروژه‌های پارس‌کدرز شوید و در لحظه پروژه‌هایی که قرار داده می‌شود را مشاهده کنید.

اگر هنوز نمی‌دانید کار مناسب شما چی هست توصیه می‌کنم پروژه‌های موجود در این سایت‌ها را بررسی کنید و پروژه‌ای را بپذیرید تا با کار فریلنسری آشنایی بهتری پیدا کنید.

سخن پایانی

به طور کلی هر سه کارِ کارمندی،استارتاپی و فریلنسری خوب هستند و هدف از این نوشته بهتر نشان دادن هیچ کدام نیست. این نوشته صرفاً بر اساس تجربه‌ای که به دست آوردم نوشته شده و هر کس بر اساس معیارها و ویژگی‌های اخلاقی‌اش می‌تواند به دنبال کاری که براش مناسب‌تر هست بگردد.

یک کارِ کارمندی در فضای کار شرکتی پویا، می‌تواند خیلی بهتر از این باشد، یک کار استارتاپی که ایده و تیم خوبی دارد می‌تواند خیلی عالی عمل کند و یک کار فریلنسری هم با توجه به شرایط می‌تواند متفاوت باشد.

مصاحبه با نگار روحبخش- دختر برنامه نویس ۱۵ ساله

استاندارد

این بار در بخش “معرفی زنان موفق آی تی”  قصد دارم کم سن ترین دختر برنامه نویسی که به تازگی باهاش آشنا شدم رو بهتون معرفی کنم. در این پست مصاحبه ای که با “نگار روحبخش”، برنامه نویس موفق 15 ساله انجام دادم رو در اختیارتون می گذارم.

-اول خودت رو معرفی کن

نگار روحبخش هستم 15 سالمه، ساکن مشهد و در پایه نهم مشغول به تحصیل هستم. امسال انتخاب رشته داریم و من ریاضی انتخاب کردم.

negarin2

-چیزی که برای من جالب هست اینه که اکثر دانش آموز ها تو این سن و سال بیشتر دغدغشون امتحان های مدرسه و گرفتن نمره خوب هست و معمولا زمان های آزادشون رو هم با کلاس های درسی پر میکنن ولی چی شد که تو به سمت برنامه نویسی رفتی و  از کی کار برنامه نویسی رو شروع کردی؟

من از کلاس هفتم برنامه نویسی رو شروع کردم. معلم درس کار و فناوریم استعداد من رو کشف کرد و به مامانم اطلاع دادن و به شدت پیگیری کردن که من کلاس برم و یاد بگیرم.

وقتی به مامانم گفتن نگار استعداد برنامه نویسی داره و کار با کامپیوترش خیلی خوبه و دو ماه دیگه جشنواره خوارزمی هست که اگه از الان شروع  به یادگیری کنه میتونه اونجا شرکت کنه، باعث شد که معلم خصوصی بگیرم و تقریبا 6 جلسه کلاس سی شارپ پروژه محور گذروندم.

در این دو ماه باید پروژه‌ام رو تموم می کردم. پروژه‌ام آموزش درس زبان انگلیسی پایه هفتم بود و براش تاییدیه هم از صنف انفورماتیک خراسان گرفته بودم .

-اولین تجربه چطور بود؟

تا این 6 جلسه تموم شد پروژه‌ام هم تموم شد، البته تقریبا 2 هفته شبانه روز روش کار میکردم. پروژه که تموم شد به مدرسه تحویل‌اش دادم و آنها برای مسابقه فرستادن. پروژه اولم بود و کلی ذوق داشتم ولی استرس هم داشتم که نکنه تو ذوقم بخوره، همه کار کرده بودم که نکنه پروژه‌ام چیزی کم داشته باشه!

اولین پروژه و کسب مقام اول کشوری!

روز اول مسابقه که توی ناحیه بود خیلی استرس داشتم ولی تونستم خیلی خوب به سوالاشون جواب بدم. به مرحله بعد که بین تمام ناحیه‌های مشهد بود راه پیدا کردم و باورم نمیشد انقدر کارم خوب بوده، خیلی خوشحال شدم همه چی خوب گذشت تا مرحله بعدش که رفتم مرحله استانی خیلی خیلی خوشحال بودم چون مرحله استانی کم چیزی نیست.  اونجا هم به سوالات خوب جواب دادم ولی از شدت استرس گریه‌ام گرفته بود و به سوالاشون جواب میدادم. مرحله استانی دو روز بود و روز دوم نتیجه هارو اعلام میکردن و من هم اول استانی شدم و به مرحله کشوری راه پیدا کردم. مرحله کشوری غیر حضوری بود نتیجه که اومد من اول کشوری شده بودم.

با اولین پروژم مقام اول کشوری آوردم و کلی خوشحال بودم وقتی دیدم من میتونم و توش موفق هم هستم تصمیم به ادامه دادنش گرفتم.

دو سه ماه بعدش یه هاکاتون (مسابقه برنامه نویسی) در دانشگاه فردوسی بود که سه شبانه روز بود و شرکت کردم و همونجا گروه پیدا کردم و کارمون رو شروع کردیم. اونجا مقام نیاوردیم ولی یه تجربه خیلی خوب با یه گروه با تجربه و عالی کسب کردم. سال بعدش برای جشنواره خوارزمی دوباره شرکت کردم و این بار دوم استانی شدم.(هنوزم معتقدم داوریشون ناعادلانه بود)

چندماه بعد یه هاکاتون توی دانشگاه صنعتی شریف بود که با دوستان برنامه نویسم که دانشجو بودن به تهران رفتم و شرکت کردم. اونجا تیم 6 شدیم و باز هم یه تجربه خیلی عالی کنار با تجربه ها کسب کردم .چند ماه بعدش هم یه استارتاپ ویکند  در دانشگاه فردوسی بود که شرکت کردم و تیم اول شدیم.

n4

-نظرت راجع به دوره های استارتاپ ویکند چیه؟ به نظرت چقدر تاثیر گذارن؟

خیلی عالین و سه روز خیلی خاطره انگیزه که خیلی بدرد میخوره و  کارگاه هایی که در طول مسابقه برگزار میشه هم خیلی مفید هستن و اینکه توی تیم یه عالمه تجربه کسب میکنی مثلا کار گروهی یاد میگیری، اما مثلا توی مدرسه اصلا نمیتونم کار گروهی انجام بدم چون کار گروهی بلد نیستن و هر کی دوس داره نظر خودش باشه!

– با چه زبان های برنامه نویسی کار کردی؟

اول سی شارپ شروع کردم و از تابستون سال پیش اندروید یاد گرفتم.

-تا الان از برنامه نویسی کسب درآمد هم کردی؟

پیشنهاد کار خیلی داشتم ولی به جز دو سه تا پروژه استارتاپی جایی کار نمی‌کنم و تدریس سی شارپ هم می‌کنم.

-از هم سن و سال هات دوستان دختر برنامه نویس داری ؟

مشهدو زیر و رو کردم دختر دانش آموز برنامه نویس اندروید پیدا نکردم :))

ولی چند نفر دانش آموز پسر برنامه نویس اندروید می‌شناسم .تعداد برنامه نویس‌های دختر خیلی کمه، دیگه چه برسه دانش آموز هم باشه!

یه مسابقه دیگه هم دو ماه پیش شرکت کردم اسمش “رکاد” بود که یه مسابقه دخترانه و مخصوص دانش آموزها بود. همه کسایی که شرکت کرده بودن جز من بار اولشون بود که شرکت میکردن و اصلا چیزی هم در موردش نمیدونستن و فقط اومده بودن یاد بگیرن که چیه و چه کار باید کرد. اینجا با گروهمون مقام نیاوردیم ولی در کل مسابقه خوب نبود. استارتاپ ویکند های دانشجویی که شرکت کرده بودم کیفیت بهتری داشتن.

n5

-به مشکل و اروری بر میخوری معمولا چطوری حلش میکنی؟

دیباگ کردن خیلی سخته، ولی کلی فکر می‌کنم، کدها رو میخونم، سرچ می‌کنم، در نهایت اگه دیگه واقعا نفهمیدم توی گروه های سوال و جواب برنامه نویسی می‌پرسم و یا از دوستان  برنامه نویس‌ام کمک می‌گیرم.

اون دسته از اررورهایی که از بی دقتی من نشئت میگیره کم نیست تعدادشون و بعدش کلی میخندم!

-زبانت چطوره و فکر میکنی دانستن زبان انگلیسی چقدر تو یادگیری برنامه نویسی موثره؟

خوبه. سایته خوبه فارسی نداریم که! تمام امیدمون استک اور فلوعه :))

زبان خوب نباشه خیلی به مشکل میخوری هم توی درک کدها و هم توی مسائل  وابسته بهشون.

-از الان تصمیم گرفتی تو دانشگاه چه رشته ای درس بخونی؟

راستش دانشگاه که میرفتم و سر کلاس ها حضور داشتم!

دانشگاه فردوسی می‌رفتم و یکی از مدیر گروهای کامپیوتر من رو میشناختن و قبول کردن که من توی کلاس ها باشم  و من هم مثل بقیه دانشجوها باید تمرین حل می‌کردم و امتحان می‌دادم.

امیدوارم همون دانشگاه فردوسی قبول شم. فعلا تصمیمم اینه نرم افزار بخونم ولی فکر می‌کنم تا اون موقع نظرم درمورد رشته عوض بشه و یک رشته دیگه در حیطه کامپیوتر بخونم. البته درس‌هام معمولیه و خیلی زرنگ نیستم.

-خودت فکر میکنی عامل موفقیتت در برنامه نویسی چی بوده؟

عامل موفقیتم حمایت و پشتیبانی مادر و پدرم بود. همه جوره پشتم هستن و حمایت میکنن با اینکه هزینه کلاس‌های برنامه نویسی زیاده، مخصوصا اگه خصوصی هم باشه. دلیل دیگرش هم علاقه هست.

-فکر می‌کنی چرا دخترها کمتر سراغ  کارهای برنامه نویسی میان؟

فک میکنم دخترای دیگه شناختی از برنامه نویسی ندارن .چون من خودمم نمی‌دونستم برنامه نویسی چی هست تا قبل از اینکه شروع کنم و فکر می‌کنم خیلی دلایل زیادی داره مثل سطح پایین زبان، حتی بلد نبودن کامپیوتر و سرگرمی های دیگه!

اعتماد به نفس هم خیلی مهمه ولی نداشته باشیش بدست میاری. من اولین مسابقه‌ای که رفتم با اینکه گروه نداشتم و به گروه نیاز داشتم چون اعتماد به نفسم کم بود فقط نشستم و دنبال گروه نرفتم تا اینکه یکی از مسئولین اونجا برام گروه پیدا کردن. توی رویدادهای دیگه مثل همفکر هم همینطور بودم که الان نسبت به قبل خیلی بهتر شدم چون همه رویدادها همه  از من بزرگتر بودن و خب خیلی چیزها یاد گرفتم، مثل رفتار اجتماعی که توی هم سن و سال‌های خودم اصلا نمی‌بینم.

-چه توصیه‌هایی به دخترهایی که قصد دارن برنامه نویسی رو شروع کنن داری؟

بعضی مواقع ممکنه به مشکلایی بر بخورن که خیلی اعصابشون رو خرد کنه که معمولا انگیزشون رو از دست میدن ولی نباید عقب بکشن. یه هفته استراحت کنن و دوباره شروع کنن!

من خودم همین اتفاق برام پیش اومد و دو ماه عذاب آور داشتم و باعث شد بی انگیزه شم. دوماه اصلا کد نزدم ولی با حمایت و انگیزه دادن دوستان دوباره شروع کردم.

امیدوارم این مصاحبه برای دختران علاقه مند، به ویژه نوجوان‌ها مفید بوده باشه و انگیزه‌ خوبی برای قدم گذاشتن در این مسیر داده باشه 🙂


آپدیت: خوشحالم که خبردار  شدم نگار عزیز در این سن ، در یکی از شرکت های خوب (شرکت بهبود سیر فعال در حوزه گردشگری) به عنوان کارشناس آی تی مشغول به کار شده و براش بهترین ها را آرزو می کنم.

سحر پاک‌سرشت-متخصص ﺗﻮﺳﻌﻪٔ ﮐﺴﺐ‌وﮐﺎر از ﻃﺮﯾﻖ راﻫﮑﺎرﻫﺎی دﯾﺠﯿﺘﺎل

استاندارد

قبلا پادکست مربوط به نسترن نیک پرتو، برنامه نویس سابق گوگل را منتشر کرده بودم، این بار پادکست جالب و مفید دیگری را می خواهم معرفی کنم که به تازگی در وبسایت سکان آکادمی منتشر شد.
چند وقت پیش وبسایت سکان آکادمی اعلام کرد که قصد مصاحبه با سحر پاک سرشت را دارد و اگر کسی سوالی از ایشان دارد می تواند سوالش را ارسال کند تا در مصاحبه آن ها را پوشش دهند. از آنجایی که من هم همیشه از دیدن خانم‌های موفق ذوق زده میشم و در تلاشم رمز و راز موفقیت خانم‌های موفق حوزه آی‌تی و استارتاپی رو کشف کنم و تجربه هاشون را اینجا به اشتراک بذارم، سوال های خودم را ارسال کردم و خوشبختانه پاسخ همه سوالاتم رو هم در پادکست یافتم!

اینجا خلاصه ای از مصاحبه را قرار می دهم و کسانی که علاقه‌مند هستند می‌توانند پادکست را به طور کامل از این لینک دریافت کنند.

6310fabad59e29c949a9fe464aa43dbf

معرفی سحر پاک سرشت

سحر پاک سرشت متولد۱۳۶۷ است و در رشته مهندسی نرم افزار در دانشگاه علم و فرهنگ تحصیل کرده که بعد از آن برای ادامه تحصیل راهی کشور هند شده و آنجا هم در رشته مهندسی علوم کامپیوتر ادامه تحصیل داده است و در حال حاضر در دو استارتاپ هلثی پل در حوزه سلامت الکترونیک و رکامندر در حوزه شخصی سازی و یادگیری ماشین مشغول فعالیت هست و قبل از آن در شرکت نوکیا به عنوان Core Telecom Engineer مشغول کار بوده است.

ادامه تحصیل یا ورود به دنیای واقعی کار؟!

در قسمتی از مصاحبه سحر در مورد ادامه تحصیل و ورود به دنیای واقعی کار صحبت کرد. بر اساس تجربه‌ای که سحر کسب کرده بود این نظر را داشت که ورود به بازار کار را به ادامه تحصیل ترجیح می‌دهد و برای کسانی که بر سر دو راهی ادامه تحصیل یا ورود به بازار کار هستند، ورود به بازار کار را پیشنهاد می دهد و معتقد است دانشی که دانشگاه به ما می دهد کاملا تئوری هست و با دانشی که بازار کار نیاز دارد کاملا متفاوت هست.

سحر در این رابطه در قسمتی از صحبت هاش گفت که تصمیم گرفته بود برای ادامه تحصیل  به آلمان برود و در رشته mba تحصیل کند ولی نهایتا به این نتیجه رسید که آن تجربه را می تواند از طریق کار کردن در استارتاپ‌ها یا با گذراندن چند دوره آنلاین آموزشی به طور عملی دست بیاورد.

نظر سحر در رابطه با حضور خانم‌ها در این حوزه

در قسمتی از مصاحبه از سحر پرسیده شد که با توجه به فعالیت هایش در فضای استارتاپی به عنوان یک خانم با چالش خاصی روبرو شده؟!

 سحر در این رابطه پاسخ داد که خوشبختانه برای انجام کارهایش به عنوان یک خانم تا کنون با مانع خاصی روبرو نشده و در هر حوزه‌ای که تصمیم گرفته وارد شود توانسته آن را به خوبی به سرانجام برساند ولی چیزی که سحر در رابطه با علت حضور کمرنگ خانم ها در این حوزه احساس می کند کمبود اعتماد به نفس هست.

سحر میگه معمولا دخترها قبل از اینکه کار را شروع کنند فکر می کنند نمی‌توانند آن را انجام دهند و این به دلیل نداشتن اعتماد به نفس هست. 

توصیه‌های سحر به خانم‌ها

-گوش دادن به پادکست های زنان موفق این حوزه

سحر در این رابطه گفت که همیشه پادکست‌های شریل سندبرگ را دنبال می کند و نظر سحر این هست که دنبال کردن زندگی افراد موفق می تواند به پیشرفت کمک کند.

-شروع به کار

سحر پیشنهاد می کند فارغ از اینکه به این فکر کنیم که کاری سخته یا نه، بهتر است آن را شروع کنیم و در حین انجام کار اگر خوشمان آمد آن را ادامه دهیم و اگر نه آن را کنار بگذاریم و چیزی که اهمیت دارد شروع کار و آزمون و خطاست.

سحر در قسمتی از صحبت هاش گفت که معمولا خانم‌ها وقتی کار موفقی انجام می دهند حس می کنند کار خاصی نکرده‌اند و این موضوع حتی در مورد شریل سندبرگ هم صدق می کند. سحر داستانی مربوط به یکی از  پادکست‌های شریل سندبرگ را در این رابطه تعریف کرد.

هر سال لیست 100 زن موفق دنیا اعلام می‌شود و زمانی که شریل سندبرگ نفر 5ام لیست معرفی می‌شود و این خبر توسط فیسبوک منتشر شد شریل سندبرگ از بچه ها خواست که اسمش را حذف کنند چون فکر می کرد که مستحق این جایگاه نیست و خیلی جالبه که حتی شریل سندبرگ که مدیر ارشد عملیات فیسبوک هست نیز حس می‌کرد آنقدری خوب نیست که در این مقام معرفی شود و این مشکل را اغلب خانم‌ها دارند.

 سحر در این رابطه گفت خود من هم وقتی پیشنهاد پادکست  بهم داده شد اولش فکر کردم من آنقدری تاثیر گذار نیستم که این پیشنهاد را قبول کنم ولی همان موقع یاد حرف شریل سندبرگ افتادم و پیشنهاد پادکست را پذیرفتم!

خب این خلاصه‌ای از پادکست بود و من خیلی دوست داشتم قسمت‌هایی که مربوط به سوالات خودم بود را اینجا قرار بدم و شدیدا هم توصیه می‌کنم پادکست را کامل گوش کنید. در قسمت های دیگر پادکست، سحر در مورد عنوان شغلی‌اش و کسایی که علاقه مندند در این حوزه موفق شوند صحبت می‌کند و همچنین اطلاعات خوبی در مورد نحوه رزومه نوشتن می‌دهد که برای افراد جویای کار بسیار مفید است. همچنین توضیحات خوبی در مورد دو استارتاپی که در حال حاضر مشغول به کار هست ارائه می‌کند و تجربیات خودش را در این زمینه انتقال می‌دهد.

از سکان آکادمی بابت ایده خوبشون ممنونم و از سحر عزیز هم ممنونم که تجربیات خودش را به خوبی با ما به اشتراک گذاشت و براش آرزوی موفقیت‌های بیشتر را دارم 🙂

برای دانلود پادکست به این لینک سر بزنید.

پی نوشت: برای پست‌های بعدی تصمیم گرفتم پادکست‌های “شریل سندبرگ” را  قرار دهم.

معرفی دو پلاگین کاربردی گوگل کروم و فایر فاکس

استاندارد

در این پست دو پلاگین کاربردی گوگل کروم که همیشه مورد استفاده خودم هستند را معرفی می کنم. این دو پلاگین برای برنامه نویسان و طراحان وب  بسیار کاربردی هستند.

۱-پلاگین wappalyzer

این پلاگین هم برای هر دو مرورگر google chrome و firefox موجود هست. پس از نصب این پلاگین وارد هر سایتی شوید می توانید اجزای تشکیل دهنده آن سایت را ببینید و با تکنولوژی های استفاده شده در آن سایت کاملا آشنا شوید.

به طور مثال از طریق نصب این پلاگین اطلاعات سایت دیجیکالا را به این صورت می توانید مشاهده کنید.

digi

۲-پلاگین ColorZilla

این پلاگین نیز برای هر دو مرورگر google chrome و firefox موجود است. بارها برای خود من پیش آمده که خواستم کد رنگ سایتی را داشته باشم. از طریق نصب این پلاگین  می توانید  هر کد رنگی هر قسمتی از سایت که نیاز داشتید را به دست آورید.

این پلاگین به این صورت کار می کند که شما با کلیک بر روی قطره چکان روی هر قسمتی که بخواهید کد رنگی آن را به شما نشان می دهد و  برای طراحان خیلی مورد استفاده قرار می گیرد.

برای نصب پلاگین در گوگل کروم هم کافیست به setting بروید و وارد قسمت extensions شوید سپس با زدن get more extensions پلاگین مورد نظر خود را در جعبه جستجو وارد کنید و آن را نصب کنید.

پلاگین های کاربردی خیلی زیادی وجود دارند ولی این دو ، پلاگین هایی بودند که من در طول روز بیشترین استفاده را ازشون دارم.

 

گودریدز(goodreads)،مفیدترین شبکه اجتماعی که دیدم!

استاندارد

تازگی ها با یک شبکه اجتماعی خیلی خوب به اسم گودریدز(goodreads) آشنا شدم که قصد دارم به شما هم معرفی‌اش کنم. 

گودریدز(goodreads) یک شبکه اجتماعی بسیار مفید برای کتاب خوان هاست. این سرویس از سال ۲۰۰۷ راه اندازی شده و انواع کتاب ها به زبان های مختلف در این شبکه ثبت شده اند که در حال حاضر کتاب های فارسی هم در این شبکه سهم زیادی پیدا کرده اند. 

گودریدز برخلاف خیلی شبکه های اجتماعی دیگر که برای سرگرمی و اتلاف وقت از آنها استفاده می کنیم اطلاعات ارزشمندی به ما می دهد. در این پست  ویژگی های جالب این شبکه اجتماعی را به شما معرفی می کنم.

در گودریدز می توانید کتاب هایی که خواندید را به پروفایل خود اضافه کنید و در صورت تمایل آنها را به دوستانتان هم پیشنهاد دهید و به آنها امتیاز دهید و اگر دوست داشتین نظرتون رو راجع بهش ثبت کنید و همچنین می توانید کتاب هایی که دوستانتون میخوانند را ببینید. مشاهده نظرات بقیه و کتاب هایی که در این شبکه موجود هستند به شما کمک می کند با کتاب های خوب آشنا شوید و آنها را در لیست مطالعات بعدی خود قرار دهید.

در گودریدز می توانید کتاب ها را به سه دسته تقسیم کنید:

-کتاب های خوانده شده.

-کتاب های در حال مطالعه.

-کتاب های در برنامه.

یکی از کارهای جالبی که می توانید انجام دهید این است که می توانید روند مطالعه کتاب را با دوستان به اشتراک بگذارید. این که در حال حاضر چند فصل خواندید، چند صفحه مطالعه کرده اید و….

و یک کار جالب تر دیگر که می شود انجام داد “چالش سال” هست.

challenge

می توانید برای هر سال خود خواندن تعداد خاصی کتاب را هدف گذاری کنید. گودریدز در طول سال به شما نشان می دهد که چند درصد از هدف گذاری را پشت سر گذاشته اید.

به نظر من گودریدز انگیزه کتاب خوانی را بیشتر می کند و به ما کمک می کند با کتاب های خوب بیشتری آشنا شویم و از پیشنهادات دوستانمون در این زمینه استفاده کنیم.

چیزی به پایان سال نمونده و من تصمیم گرفتم در سال جدید کتاب های بیشتری بخوانم و برای این هدفم حتما از گودریدز استفاده می کنم تا هر ماه تعداد کتاب هایی که در پروفایلم اضافه کرده ام بیشتر و بیشتر شوند و به هدفم نزدیک تر بشم، به شما هم توصیه می کنم همین الان در این شبکه اجتماعی مفید ثبت نام کنید و مطالعه بیشتر را از اهداف سال جدیدتون قرار دهید!